موشکهای بالستیک


برد جهانی موشکهای ایران


بخش نخست



شاید برای علاقه مندان به فناوریهای موشکی این سوال بارها پیش آمده باشد که آیا ایران توانایی ساخت موشکهای قاره پیمای دوربرد را دارد.؟
نظر شما چیست ؟ آیا واقعا کشورمان توانایی ساخت موشکهای دوربرد را دارد.؟ در این مطلب قصد داریم  به فناوریها و الزامات و تواناییهای بالقوه ایران برای توسعه یک موشک  دوربرد قاره پیما  نگاهی بیندازیم و بصورت جزیی تر آنرا بررسی کنیم.



ابتدا پیش از هر گونه استدلالی بهتر است بررسی کنیم که کشورمان اصلا به چنین سیستمهایی نیاز دارد یانه؟

با توجه به اینکه کشورمان قابلیت نظامی هسته ای ندارد توسعه چنین موشکهایی چه مزایایی برای آن درپی دارد.؟
پرواضح است که موشکهای قاره پیما با توجه به اهمیتی که دارند به درد حملات متعارف به خاک دشمنی مانند آمریکا نمیخورند و با توجه به منافع گسترده آمریکا در منطقه توسعه سیستمهای کوتاهبرد و میانبرد موشکی ارجحیت بیشتری داردچون ارزانترند و درصد نفوذ آنها نیز بسیار بالاست...
 حال اگرایران قصد داشته باشد که یک سیستم قاره پیما را گسترش دهد الزاما میبایست به فکر توسعه یک سلاح اتمی قدرتمند برای این موشکها باشد.
تحلیلگران اطلاعاتی غربی معمولا طرحهای زیادی را برای توسعه چنین موشکی با توجه به قابلیتهای ایران در نظر میگیرند.و انواع فناوریهای موشکی سوخت مایع و جامد را ارزیابی کرده و براساس آن در مورد موشکهای قاره پیمای احتمالی ایران اظهار نظر میکنند که انصافا تاحدودزیادی فارغ از تمام مقاصد ایران هراسی تحلیلهای آنها معقولانه به نظر میرسد.
اما اصلا ایران چه توانایی دارد که تحلیلگران غربی را در این مسیر قرار میدهد.
برای پاسخ به این سوال بهتراست این نکته رامتذکر شویم که ایران تواناییهای بسیار خوبی در عرصه موشکی دارد بطوریکه میتواند به تنهایی انواع موتورهای قدرتمند موشکی را توسعه دهدو ماهواره ها را به فضا پرتاب کندو طبعا چنین قابلیتی با کمی تغییر میتواند در سیستمهای موشکی دوربرد کاربرد داشته باشد.
طبق تاریخچه توسعه موشکهای دوربرد در کشورهای دیگر که از فناوری موشکهای دوربرد برای دسترسی به فضا استفاده کردند ایران هم نمیتواند از این قاعده مستثنی باشد



گزینه های توسعه



ایران توانایی ساخت موتورهای پیشرفته و قدرتمند برای موشکهای سوخت مایع و جامد تابرد2000 کیلومتر را دارد.معمولا کشورهایی که توانایی ساخت چنین موتورهایی رادارند به طور بالقوه میتوانند با ترکیب چند موتور  بردهای بسیاربالاتر دست پیداکنند.
با درنظر گرفتن کیفیت موتورهای سوخت مایع کنونی موجود در ایران چنانچه طرحی برای طراحی یک موشک قاره پیما با ترکیب این موتورها وجود داشته باشد محصول نهایی موشکی سنگین و کم تحرک خواهد بود که برای پرتاب از پرتابگرهای سیار نیاز به تسهیلات بسیار قویتر نسبت به پرتابگرهای فعلی موشکهای شهاب-3 و سجیل دارد.البته برای رصد اینگونه طرحها معمولا تحلیلگران غربی به تجربه کره شمالی نگاه میکنند و فناوری موشکی ایران را از دریچه کره شمالی میبینند.چون طرحهای ایران شباهت زیادی به طرحهای کره شمالی دارد.البته با این تفاوت که برخلاف کره شمالی ایران تاکنون اعلام کرده که برنامه ای برای تولید موشکهای با برد بالاتر از2000 کیلومتر را ندارد. و به جز چند پرتاب فضایی غیرنظامی  تاکنون خبری از پرتابهای نظامی موشکهای با بردبیش از2000  کیلومترمنتشر نشده است.اما به طور بالقوه امکانات ایران برای تولید چنین موشکهایی مناسب به نظر میرسد. ساخت یک موشک قاره پیما نیازمند یک پیکره بندی چند مرحله ایست که فناوری موشکهای سفیر و سجیل ایران ثابت کننده وجود این فناوریها در ایران هستند.ضمن اینکه بدون وجود فناوری تولید کلاهک مناسب ساخت موشک قاره پیما غیر ممکن است. کلاهکهای موشکهای قاره پیما سرعت بسیار  بالایی دارند و چنانچه در برابر تنشهای دمایی ناشی از سرعت بازگشتی بخوبی عایق نشده باشند پیش از رسیدن به هدف متلاشی میشوند. تاریخچه این سیستمها هم نشان میدهد که تا هنگامی که دانشمندان نتوانستند این مشکل را رفع کنند توسعه چنین سیستمهایی چیزی بیش از یک طرح خام نبوده است.
 مسئله دیگر که دردسر آفرین است سیستم هدایتی موشک است.با توجه به برد بسیار بالایی که این موشکها خواهند داشت بدون وجود یک سامانه پیشرفته هدایت کلاهک دایره خطای این سیستمها به طور محسوسی بزرگ خواهد بودو عملا بدون استفاده از یک سیستم انفجار ویرانگر نمیتوانند کاربردی بیش از ایجاد رعب و وحشت در بین ساکنان غیرنظامی دشمن داشته باشند


اسکاد



 بی تردید شالوده توان موشکی سوخت مایع کنونی ایران متکی به فناوری موشکهای اسکاد است.موشکهای سوخت مایع سری شهاب که بخش بزرگی از زرادخانه ایران را شامل میشوند کاملا متکی به ساختار طراحی اسکاد یا سیستم بسیار مشابه آن هستند.موشک شهاب-1 که در اواخر دهه 1980 میلادی طراحی و ساخت آن تکمیل شد نمونه بومی سازی شده موشک . اسکاد-بی اتحاد جماهیر شوروی با برد300 کیلومتر است که باکمک کره شمالی در ایران نیز تولید شده است.موشک شهاب-2 نیز همان موشک شهاب-1 است با کلاهک کوچکتر که با افزودن وزن سوخت و اکسیدایزر بیشتر برد آن به500 کیلومتر افزایش یافته است. وزن کلاهک شهاب-1 حدود981 کیلوگرم است که در شهاب-2 این وزن به 750 کیلوگرم کاهش یافته است.
واما در مورد سیستم پیشرفته و دوربرد شهاب-3 که داستان از کاهش کلاهک و افزودن سوخت به موتور اسکاد فراتر رفته و عملا یک سیستم موتوری جدید و بسیار بزرگتر و قدرتمند تر برای آن طراحی گردیده است.شهاب -3موتوری قدرتمند با توان کششی 26500 کیلوگرم دارد که برد موشک را با کلاهک 1200 کیلوگرمی به 1300 کیلومتر میرساند . شهاب-3 برای هدف قراردادن اهداف و شهرهای رژیم اشغالگر قدس طراحی گردیده است و در چند نمونه ارتقا یافته در کشیک نظامی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. گفتنی است ایران تاکنون بیش از 300 فروند(تخمینی) از این موشکها را تولید کرده و همواره  تعداد زیادی از این موشکها در سیلو یا سکوهای سیار آماده ایراد ضربات به سرزمینهای اشغالی است.
شهاب-3 با کلاهکهای سبکتر قادر است اهدافی را در فاصله 1500-2000 کیلومتری را مورد حمله قرار دهد.
نمونه های ارتقا یافته شهاب-3 به ایران این امکان را میدهد که از اعماق خاک خود بسیاری از اهداف مهاجمان را تا محدوده 1000 کیلومتری از مرزهای ایران مورد اصابت قرار دهد.
موشکهای 2000 کیلومتری شهاب-3 همچنین مجهز به سیستم کلاهک جداشونده هستند که یکی از اجزای عمده یک سیستم قاره پیما محسوب میشود.



قیام


قیام -1 را باید برادر کوچکتر شهاب-3 دانست. این موشک800 کیلومتر برد دارد و مانند دیگر موشکهای شهاب از فناوری اسکاد بهره میبرد. با اینکه این موشک تنها 100 کیلوگرم از شهاب-2 سنگینتر است اما 60 درصد بیشتر از آن برد داردو  کلاهک آن تنها 3 کیلوگرم از شهاب-2 کمتر است. قیام را باید طراحی هوشمندان از شهاب-2 دانست که با حذف بالکها و افزودن سوخت بدون کاهش جرم کلاهک برد آن به طور محسوسی افزایش یافته است.بطور بالقوه با کاهش 250-350 کیلوگرمی از جرم کلاهک و افزودن سوخت میتوان قیام را به بردی مشابه شهاب-3 رساندهرچند در این صورت قدرت تخریب و دقت آن کاهش می یابد اما برای سرگرم کردن سیستم دفاع موشکی صهیونیستها چنین سیستمی ایده آل بنظر میرسد. ضمن اینکه هزینه تمام شده آن پایینتر از شهاب-3 است و طبق برخی گمانه زنیها در صورت عدم دسترسی کامل به فناوری تولید موتور شهاب-3 استفاده از توان بالقوه قیام اولویت بالایی دارد.
نکته دیگر در مورد قیام توانایی بالقوه آن برای شلیک از سکوهای متنوع دریایی و زمینی است. پر واضح است که طراحان قیام مهمترین هدف خود  از چنین طرحی رابرای شلیک موشک بالستیک از سکوهای دریایی نشانه گذاری کرده اند. حذف بالکها در قیام به آن این امکان را میدهد که براحتی در محفظه شلیک موشک کشتیها بارگیری شده و پرتاب شودبرای نمونه  میتوان  . به موشکهای دانوش هندی به اشاره کرد که بردی بسیار کمتر از قیام دارد و دارای بالکهای بزرگی است اما به عنوان یک موشک کشتی پرتاب نمونه هایی از آن به صورت محدود در تعدادی از کشتیهای هندی عملیاتی شده است.


سوخت جامد


هرچند استفاده از سوخت جامد چندان مسئله جدیدی در توان موشکی ایران نیست و قسمت اعظم توان موشکی کوتاهبرد ایران را  موشکهای سوخت جامد تشکیل میدهند اما آزمایش موشک میانبرد با سوخت جامد مانند سجیل مسئله ای بسیار جدید و پیشرفتی بزرگ در صنایع موشکی ایران محسوب میشود. سیستم سجیل مزایای استراتژیکی و عملیاتی بسیار بزرگی برای نیروی موشکی ایران دارد به چند دلیل:
بی نیاز شدن ایران از سیستمهای پرهزینه سوخت مایع مانند شهاب-3
کاهش هزینه های عملیاتی به لحاظ سوختگیری موشکها
توان بالای موشکهای سوخت جامد برای اختفا در برابر سیستمهای شناسایی فوق العاده پیشرفته دشمن
سرعت بسیار بالای سرعتی مرحله رفت و برگشت که عملا عاملی مهم در گریز از سیستمهای دفاع موشکی است
کاهش فواصل بین شلیکهای متوالی برضد دشمن
آسانتر بودن شیوه تولیدموشکهای سوخت جامد
دقت بالاتر سجیل
برد بالاتر و توانایی حمل کلاهک قویتر در برد مشابه

بآزمایش سجیل نمایانگر دو پیشرفت مهم در فناوری موشکی ایران است :


1-فناوری سوخت جامد
2-   فناوری موتورهای ترکیبی  چند مرحله ای
 
برای شلیک سجیل از همان پرتابگرهای شهاب-3 هم میتوان استفاده کرد . در محموع فناوری موشک سجیل پیش از آنکه مزیت نظامی برای ایران داشته باشد مزیت علمی بسیار بالایی دارد.


موتورهای مرکب


اولین قدمهای ایران برای تولید یک سیستم چند مرحله ای را باید در تولید دونوع موشک سوخت مایع و جامد دومرحله ای موسوم به سفیر و سجیل جست و جو کرد.در مورد سجیل قبلا مطالبی گفته شد و نیازی به تکرار نیست اما در مورد سفیر چیزی نبود که قبلا وجود آن از دید تحلیلگران مخفی بوده باشد. البته قبلا شایعاتی مطرح میشد که ایران درصدد توسعه موشک موسوم به شهاب-4 با بردی بیش از 3000 کیلومتر است که چنین چیزی تکذیب شد اما استفاده از شهاب-4 به عنوان یک وسیله نقلیه فضایی ایده ای بود که بسیار مورد توجه متخصصان ایرانی قرار گرفت. تا پیش از انتشار آزمایش سفیر تصور غربیها بر این بود که موشک شهاب-4 طرحی بسیار مشابه تایپودونگ-1 کره شمالی دارد که در مرحله اول آن از یک موتور نودونگ و در مرحله دوم از یک موتور موشک هواسونگ-6 (اسکاد سی) و همچنین یک موتور سوخت جامد استفاده شده است  .اما با انتشار جزییات فناوری سفیر  حیرت تحلیلگران هم افزایش یافت چون سفیر قادر است ماهواره سبک خود را در دومرحله به مدار برساند که این نشاندهنده این نکته است که ایران یک مرحله دوم قدرتمند و جمع و جور برای ماهواره بر خود طراحی کرده است.
تحلیلهای رایانه ای نیز نشان میدهد که فناوری سفیر در صورت کاربرد نظامی میتواند مسافتی بیش از 3500 کیلومتر را طی کند.


موتورهای سوخت مایع


موتورهای سوخت مایع هرچند برای شلیک نیاز به آماده سازی دارند اما تواناییهای انرژی زایی و کنترل خوبی دارند وبرای موشکهای نظامی .میتوانند مورد استفاده قرار گیرند . هر چند سوخت جامد مزیت بالاتری نسبت به موتورهای سوخت مایع دارد. همانطور که در بالاذکر شد خانواده موشکهای شهاب همگی با سوخت مایع کار میکنند.اینکه ایران چگونه میتواند با استفاده از موتورهای سوخت مایع اقدام  به ساخت موشکهای قاره پیما کند بستگی به فناوریهایی دارد که در حال حاضر دراین زمینه در اختیار دارد. برای ساخت موشکهای قاره پیما براساس تواناییهای ایران میتوان چند راه حل را درنظر گرفت.


1- استفاده از فناوری شهاب-3
2- استفاده از فناوری موشکهای ار-27SS-N-6
3- استفاده از فناوری موشکهای .DF-3&DF-4.چین


موشکهای دوربرد ساخته شده بر مبنای فناوری موشک شهاب-3


موشک شهاب-3 بر اساس طرح موشک آر-18 شوروی طراحی شده ویک سیستم  سیار جاده ایست. همچنین شباهت زیادی به موشک اسکاد-بی دارد و گفته میشود نمونه ای بزرگ شده از  اسکاد برای دسترسی به بردهای بسیار بالاتر است .برداین موشک  بین 1300-2000 کیلومتراست و موتور آن توانایی تولید نیروی رانشی معادل 26600-32000 کیلوگرم را دارد..شهاب-3 دوربردترین موشک نظامی سوخت مایع در ایران است و تمام خاک فلسطین اشغالی را در تیررس ایران قرار میدهد.این سیستم انواع مختلف با بردهای متفاوت دارد که کمترین برد آن 1200کیلومتر و بیشترین برد آن تاکنون 2000 کیلومتر اعلام شده است.از نمونه های متعدد این موشک میتوان به موشک قدر-110 وشهاب-3 بی و شهاب-3 ام اشاره کرد.گفته میشود فناوری این موشک منطبق با فناوری بکار رفته در همتای کره ای آن یعنی نودونگ است و کره شمالی اولین منبع تامین این موشکها برای ایران بوده است. موشک نودونگ اولین بار دراوایل دهه نود آزمایش شد.
همانطور که ذکر شد موتور این موشک در نمونه های توسعه یافته رانشی معادل 32تن دارد.
اولین تجربه ایران برای تولید موشکی چند مرحله ای  بر پایه فناوری شهاب-3  موشک سفیر است که یک سیستم حمل ماهواره ای   است.تجربه بعدی ایران برای تولید موشکی چند مرحله ای بر پایه شهاب-3 موشک سیمرغ است که هنوز آزمایش نشده و در حال توسعه است و احتمالا در سال 1393 اولین پرتاب خود را انجام خواهد داد. موشک سیمرغ شباهت زیادی به موشک تایپودونگ-2 کره شمالی دارد و در گزارشهای اطلاعاتی غرب از آن به عنوان موشک شهاب-6 نام برده شده است.هرچند ایران اعلام کرده که قصد استفاده نظامی از این موشک را ندارد اما با آزمایش موفقیت آمیز آن ایران همزمان بایک تیر دوهدف را میزند :یکی اینکه توانایی فضایی خود را اثبات میکند -دوم اینکه به رقبای خود نشان میدهد که فناوری ساخت موشکهایی با برد بین قاره ای را دارد. این موشک میتواند در حالت بالستیک بردی بین 6000-8000 کیلومتر  داشته باشد.
هر چند موشک سیمرغ میتواند برد بالایی را برای نیروی نظامی ایران تامین کند اما بدون شک موشکی سنگین و دست و پا گیر است و برای عملیاتی کردن ان بایستی از سکوهای ثابت زمینی استفاده شود.این سیستم حداقل 80 تن وزن دارد و نمیتوان از آن به عنوان موشکی سیار بهره برد.لذا باید در این نقطه ابتدا تفکیکی قائل بشویم بین سامانه های موشکی سیار و ثابت در ایران.
تجربه قدرتهای موشکی نشان میدهد که از موشکهایی با ابعاد و مختصات سیمرغ نباید برای اهداف تاکتیکی استفاده کرد.و لازم است برای اهداف تاکتیکی حتما سامانه ای سیار و سبک راطراحی کردکه قابلیت جابجایی آسانی داشته باشد.لذا سیستم هم اندازه سیمرغ باید علاوه بر اینکه به کلاهکهای راهبردی اتمی مجهز شود میبایست طوری طراحی شود که بتواند مجتمعی از کلاهکهای اتمی یا همان کلاهکهای چندگانه (MIRV) را حمل کند.لذا در صورت عملیاتی شدن موشک سیمرغ یا شهاب-6 به عنوان یک سیستم نظامی عاقلانه نیست از آن به عنوان یک حامل کلاهکهای انفجاری معمولی استفاده شود و معمولا کشورهایی که چنین موشکهایی دارند آنرا به صورت یک سیستم استراتژیک اتمی مورد استفاده قرار میدهند.کما اینکه نفس وجود موشکهای قاره پیما بدون دارا بودن توانایی اتمی قابل توجیه نیست.و بی تردید هزینه بالایی را بر کشور کاربر تحمیل میکند بدون اینکه کوچکترین نقشی در بازدارندگی آن کشور ایفا کند.
در اینجا لازم است به نکات فنی برخی طراحیهای موشکهای دوربرد که بطور بالقوه و بالفعل میتواند مطرح باشد را ارائه میدهیم.



1-               موشک قاره پیمای سنگین با خوشه چهارتایی ازموتورهای  شهاب-3





سیمرغ


این طرح بطور بالفعل در حال اجراست که همان طرح موشک سیمرغ است.این موشک در مرحله اول از 4 موتور شهاب-3 با توان رانشی معادل 128000 کیلوگرم و یک سیستم هدایتی با رانش 15000 کیلوگرم استفاده میکندکه مجموع رانشی معادل 143 تن نیرو برای مرحله اول تولید میشود. قطر مرحله اول آن نیز 2.2 متر و قطر مرحله دوم ن 1.5 متر است و مانند موشک سفیر یک سیستم دومرحله ایست. تخمینها نیز نشان میدهد که مرحله دوم آن نیز یک موشک موسودان کره ایست که با این ترکیب موشک مزیور میتواندبه برد-7500-6500 کیلومتر دست یابد.

موشک بالستیک برگرفته از سیمرغ طرحی بسیار مشابه تایپودونگ -2 کره شمالی دارد که یک سیستم سه مرحله ایست .با این تفاوت که در مرحله سوم موشک تایپپودونگ-2 از فناوری مرحله دوم موشک سفیر استفاده شده است. با این ترکیب موشک تایپودونگ-2  با کلاهک نیم تنی قادر است به برد9500 کیلومتر دست یابد.




موشک دوربرد سیار با استفاده از خوشه دوتایی از موتورهای شهاب-3




این طرح هنوز مطرح نشده و شاید اولین باری است که از طریق این وبلاگ به عنوان یک گزینه مطرح میشود. این موشک یک سیستم IRBM  است .با تمام این احوال برای دستیابی به بردهای بیش از 4000 کیلومتر طرح ایده آلی است. این سیستم وزنی معادل 35 تن دارد که آنرا قابل حمل برای سکوهای سیار میسازدو به نسبت ابعادی کوچک دارد. طول آن حدود 20 متر و قطر ان 1.8-2 متر در مراحل اول و دوم و 1.3 متر برای مرحله سوم است.
این سیستم از ترکیب دوموتور شهاب-3 در مرحله اول با رانشی معادل  65تن استفاده میکند و در مرحله دوم آن نیز ازیک موتورشهاب-3 و در مرحله سوم آن نیز از یک موتور کوچک شده شهاب-3 و یا یک موتور موشک اسکاد  و یا حتی مرحله دوم موشک سفیر استفاده میشود.با این ترکیب موشک مزبور میتواند به برد 5000 کیلومتر برسد که در صورت استفاده از آلیاژهای پیشرفته و سبک میتوان این برد را تا 6000 کیلومتر نیز افزایش داد.
البته استفاده از موتور شهاب-3 در چنین موشکی محدودیتهای خود را دارد. چنانچه مسئله طول موشک مهم باشد حتما نیاز است که موتور  طول کمتری داشته باشد وبه احتمال زیاد باید مانند فناوری موتوری موشکSS-N-6   بایدقسمتهایی از موتور را در مخزن سوخت جای داد
 که اعمال چنین تغییراتی در موتور نیازمند یک توانایی فوق العاده در مهندسی موتورهاست.


موشک دوربرد سیاربرگرفته از فناوری موشک آر-27



موشک  مذکور همان مختصات موشک ساخته شده از 2 موتور خوشه ای شهاب-3 را دارد. یعنی قطر مرحله اول و دوم آن 1.8-2 متر و قطر مرحله سوم آن 1.3 متر است.با این تفاوت که در این سیستم به جای موتورهای شهاب-3 از خوشه 3تایی از موتور موشک آر-27 شوروی استفاده میشود. موتور آر-27 یک موتور مستغرق است. یعنی برای در اختیار داشتن فضای مناسب  طراحان موتور موشک را در درون مخزن سوخت تعبیه کرده اند .
این موتور از دو موتور ورنیه با رانش 3.5 تن ویک موتور اصلی با رانش 23 تن در سطح دریا تشکیل شده است. از آنجا که در قطر حدود 2   متری موشک نمیتوان 3 موتور کامل ( موتور کامل =یک موتور اصلی + دوموتور ورنیه ) را جای داد به این علت برای جای دادن این سه موتور کلاستر شده موتورهای ورنیه  بایستی حذف گردند.و تنها از سه موتور اصلی کلاستر شده آر-27 برای رانش مرحله نخست موشک استفاده کرد.با این خوشه 3 تایی رانش موتور موحله اول موشک به 66 تن میرسد که تقریبا به اندازه رانش دوموتور کلاستر شده شهاب-3 میباشد.
موتور آر-27 محدودیت دیگری نیز دارد و آن اینست که یک موتور حساس است و اساسا برای سکوهای جاده ای طراحی نشده است . این موشک در محفظه های استاندارد زیردریاییها حمل و شلیک میگرددو پیشران حساس آن اجازه نمیدهد کاربران براحتی بتوانند به خوبی سکوهای زیردریایی از آن در سکوهای سیار و خشن زمینی بهره ببرند. این موشک اکسید کننده بسیار حساسی با نام  NTOیا N2O4دارد که در دمای -11 در جه سلسیوس یخ میزند و در دمای +21 درجه سلسیوس بخار میشود که با توجه به شرایط خشن استفاده از سکوهای جاده ای استفاده از آنرا بسیار مخاطره انگیز میکند. این آستانه تحمل حرارتی  با سطح ایده آل فاصله زیادی دارد و لازم است که در صورت استفاده زمینی از این موشکها ابتدا نوع اکسیدکننده آن کاملا عوض شود. درست مانند کاری که کره ایها انجام دادند . آنها توانستند اکسید کننده موشک آر-27 را با ترکیب AK-27I تعویض کنند و با مفاومتر کردن ساختار موشک یک سیستم جاده ای با نام موسودان BM-25  را تولید کنند.
 موشکهای زمینی در ایران بایستی آنقدر مقاوم باشند که بتوانند با توجه به شرایط اقلیمی ایران تغییرات دمایی ما بین +50 درجه سانتیگراد تا -50 درجه سانتیگراد  را تحمل کنند.

  .موشک موسودان یک موشک میانبرد ساخت کره شمالی است که 12متر طول و 1.5 متر قطر   دارد. وزن پرتاب آن نیز 19 تن است .برد این موشک حدود 3200 کیلومتر است و قادر است کلاهکی به جرم 1000-1200 کیلوگرم را حمل کند.با اینکه طول این موشک کمتر از موشک شهاب-3  است اما برد آن بیشتر است.
این موشک برگرفته از موشک آر-27 روسی است که در دهه 1990 کره شمالی توانست آنرا در اختیار بگیرد.در گزارشهای منتشر شده توسط دستگاههای اطلاعاتی غربی و رژیم صهیونیستی تاکنون وجود دهها فروند از این موشکها در ایران تایید شده است.در این گزارشها تعداد موشکهای موسودان ایرانی بین 19-39 فروند تخمین زده شده است.حتی برخی پارافراتر گذاشته و اعلام کردند که موشک شهاب-4 ایران همان موشکهای موسودان است. البته منابع رسمی تاکنون این گزارشها را تایید نکرده اند.
 در مرحله اول موشک برگرفته از فناوری آر-27 3میتوان  موتور اصلی موشک آر-27 کلاستر کرد  که نیرویی برابر با 66 تن تولید میکند و برای مرحله دوم از یک موتور کامل آر-27 استفاده میشود و نهایتا برای مرحله سوم میتوان از یک موتور کوچک شده نودونگ یا یک موتور اسکاد و باحتمال زیاد از مرحله دوم موشک سفیر استفاده کرد.با این ترکیب موتوری موشک ساخته شده وزنی کمتر از 40 تن خواهد داشت و با یک کلاهک سبک میتواند بردی معادل 8000 کیلومتر داشته باشد.این ابعاد و برد برای کشوری مانند ایران بسیار ایده آل است. اگر مقایسه میکنید میبینید که موشک ساخته شده براساس آر-27 یک سر وگردن بالاتر از موشک ساخته شده بر اساس شهاب-3 خواهد بود زیرا که موتورهای آر-27 کار آیی بالایی دارند .اختلاف برد این دونمونه به حدود 2000 کیلومتر میرسد که باندازه برد یک موشک شهاب-3 میباشد. لذا استفاده از ساختار آر-27 مطمئنتر است.هرچند میتوان برای داشتن هر دو محدوده برد میتوان همزمان هردوساختار را توسعه داد و تولید کرد.چون این دو موشک نهایتا شباهت ظاهری زیادی به هم دارند ودر ظاهر نمیتوان تفاوت زیادی  بین برد آنها مشاهده کرد.البته محدودیت بزرگی که وجود دارد اینست که تولید موتورهای آر-27 کار مشکلی است و نیاز به سرمایه گذاری زیادی دارد.


موشک دوربرد برگرفته از فناوری DF-3&DF-4



 موشک دی اف-3 _یک موشک میانبرد ساخت چین  است که بردی معادل 2800 کیلومتر دارد و قادر است یک کلاهک سنگین 2.2 تنی را حمل کند.فناوری این موشک به سالهای دهه 70 میلادی بازمیگردد.هرچند تاکنون خبری از وجود موشکهای دی اف-3 در ایران منتشر نشده اما با توجه به روابط نظامی ایران با چین و کره شمالی این احتمال وجود دارد که تعدادی از این موشکها به ایران فروخته شده اند و هم اکنون نیز بیشتر برای اهداف توسعه ای سایر موشکها مورد استفاده قرار میگیرند. دی اف-3 یک موشک به نسبت سنگینی است و قابلیت جابجایی زیادی ندارد. موتور آن از ترکیب چهارموتور کوچکتر بوجود آمده که هر کدام از این موتورهای کوچک رانشی در حدود رانش یک  موتور شهاب-3 تولید میکنند.
برخی تحلیلگران معتقدند کره شمالی از موتور دی اف-3برای مرحله اول موشک تایپودونگ-2 خود استفاده کرده و ابعاد مرحله اول آن بسیار شبیه ابعاد این موشک است.
اما در مورد ایران تقریبا شکی وجود ندارد که مرحله اول موشک سیمرغ از کلاسترشدن چهار موتور موشک شهاب-3 ویک سیستم کنترلی بهره میبرد چون معمولا ایران شفافیت و پوشش رسانه ای بیشتری برای برنامه خود دارد.
دی اف-3 یک موشک میانبرد است که کلاهکی سنگین دارد و با یک کلاهک سبک میتواند تا برد4000 کیلومتررا نیز تحت پوشش قرار دهدکه برد بسیار قابل توجهی است.اما همین موشک با یک ساختار دومرحله ای بردی بین قاره ای پیدا میکند مانند فناوری موشک دی اف-4 که از یک موتور دی اف-3 به عنوان مرحله اول و یک موتور دیگر برای تولید رانش مرحله دوم استفاده میکند و بردی معادل ؟؟؟ هزار کیلومتر دارد.
به هرحال هنوز معلوم نیست که ایران فناوری دی اف-3 را دراختیار دارد یا نه اما میتواند به عنوان یک گزینه بالقوه مطرح باشد.


ادامه دارد.....


منبع: موشک شهاب-3


برچسب‌ها: برد جهانی موشکهای ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 19:26  توسط محمد.  |